یکسال و دوماه و دو روزگی تیارا گلی
سلام عزیز دلم الهی فدات شم دختر گلم که دیگه خانم شدی و کارهای جدید وبامزه ای میکنی . دیشب به بابایی میگفتم ما این 8 سال بدون تیارا چه طوری زندگی میکردیم ،خلاصه توشدی تمام دنیای من وبابا. واما کارهای تو در این سن : عمو زنجیر باف را که میخونم دیگه کامل یاد گرفتی و میگی ببببعله (قبلا ل را نمیگفتی) گوشی تلفن را بر میداری میگی اااااااااااا بعدش به زبون خودت شروع به صحبت میکنی مداد وکاغذ که میبینی میگی چشم چشم دو ابوووو بوس میکنی با چه طعمی واییییییییی بهترین طعم زندگی من چشیدن طعم بوسهای توست قربون اون لبهای کوچولوت با عروسکهات هم که همیشه بازی میکنی و لالایی براشون میخونی ومیگی لالالا .بهشون غذا میدی میگی...




