تیاراتیارا، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره

تیارا گلی

بالاخره این هفته خونه خودمون هستیم.........

گل قشنگم  اگه خدا بخواد این هفته را کامل خونه خودمون هستیم و مادر هم قبول کرد این هفته بیاد پیشمون تا ما مجبور نباشیم بریم اونجا. آخه این مدت که من میام سرکار همش خونه مادر جون هستیم و فقط آخر هفته ها میام خونه خودمون .اما قرار شد این هفته را مادر جون بیاد خونمون  چون یکشنبه وسه شنبه که تعطیله و یک دلیل دیگه هم اینکه این روزها خیلی جیغ جیغو شدی و با النا خیلی با هم لجبازی میکنید .به خاطر همین من و عمه سپیده به این نتیجه رسیدیم یک هفته از هم دور باشید تا ببینیم چی میشه نمیدونم چرا اینجوری شدید سر یک اسباب بازی یا اینکه هر دو میخواین بغل یک نفر باشید با هم لج میکنید و جیغ میزنید . من که خونه خودمون راحت ترم اما مادر جون سختش میش...
1 بهمن 1390

تیارا گلی و وزن نگرفتن .......

سلام فرشته زیبای من الهی مامان قربون تو فسقلی بره که این روزها خیلی شیطون شدی . 5 شنبه گذشته بالاخره آزمایشتو گرفتم وبردمت دکتر .آقای دکتر ایران پور خیلی از دستمون شاکی بود و یه عالمه به من غرزد که چرا وزنت کمه .آخه عزیزم از 1 ماه قبل تا حالا 100 گرم اضافه کرده بودی وتازه شدی 9400 .دخمل گلم از وقتی تب کردی غذا خوردنت خیلی بد شده و هیچی نمیخوری .آقای دکتر گفته از این به بعد نباید نصفه شبها شیر بخوری و هله هوله وآب میوه و پفیلا هم ممنوع .امیدوارم هر چه زودتر به غذا بیفتی و دوباره تپلی بشی عزیز دلم .   ...
1 بهمن 1390

تیارا و آزمایش و بدقلقی

عزیز دل مامانی سلام الهی قربون اون صورت ماهت برم که این روزها خیلی کوچولو شده .این روزها بدقلقی عزیزم .مادرجون میگه از دندوناته آخه لثه هات تاول زده گلم خیلی هم بدغذا شدی وفقط میخوای پفیلا بخوری.دکتر برات آزمایش ادرار نوشته تا این دفعه که میبرمت چکاپ جوابشو ببریم .چند وقت پیش عفونت ادرار داشتی و دارو خوردی ،به لطف خدا الان خوبی اما برای اطمینان باید آزمایش بدی که امروز روز سومه که برات ظرف گرفتم اما موفق نمیشم ازت نمونه بگیرم .از شرکت که میام خونه کارم با عمه ومادر جون و بابایی همینه که با بازی و سرگرمی ازت نمونه بگیریم اما تو روی این موضوع حساس شدی و فقط اون لحظه جیغ میزنی ومجبورم میکنی منصرف بشم .الهی قربون اون لجبازیهات برم که درست مث...
28 دی 1390

تیارا وکیک تولد 1سالگی

سلام دخمل گلم امیدوارم این مامان وبابای تنبل را ببخشی عزیزم .راستش میخواستم شب یلدا برات کیک بگیرم وجشن کوچکی برات بگیرم که متاسفانه مریض شدی واین مریضی لعنتی 20 روز باهات بود وخیلی اذیتت کرد .بالاخره دیشب برات یک کیک خریدم وبا عمه ودایی والنا ومادر چند تا عکس ازت گرفتم .الهی قربون اون شیطنت هات برم که اجازه ندادی یک عکس درست وحسابی ازت بگیرم .چند تا از عکساتو اینجا برات میذارم .انشاءاله 120 ساله بشی عزیزم ویکی یکی پله های ترقی و موفقیت زندگیت رو بالا بری . من وبابایی عاشقتیم و امیدوارم بتوانیم آنچه شایسته توست باشیم برات . ...
20 دی 1390

13 ماهگی

تیارا جونم سلام عزیزم دختر گلم 13 ماهگیت مبارک .دیگه برای خودت خانمی شدی .بالاخره بعد از 15 روز حالت بهتر شد و از دست این آنفولانزا و ویروس لعنتی نجات پیدا کردی . توی اون چند روز که مریض بودی خیلی لاغر شدی و هیچی نمی خوردی .اما خدا شکر که الان بهتری و غذا خوردنت هم بهتر شده .فقط بعد از مریضی وتبت خیلی ترسو شدی از صدای زنگ تلفن وآیفون میپری تو بغل هر کی نزدیکته بمیرم برات مامانی که اینقدر ترسو شدی . اما کارهای خیلی بامزه ای میکنی ،هر روز با عروسکات بازی میکنی  و بهشون غذا میدی ،میذاریشون روی پات ومیگی لالا .عمو زنجیر باف برات میخونیم میگی بععععهه وقتی میگم بابا اومده میگی : چی هر جا یک مداد یا خودکار ببینی میگی میگی چش چش دو اب...
19 دی 1390

یلدا مبارک

يلدا يعني يادمان باشد که زندگي آنقدر کوتاه است که يک دقيقه بيشتر با هم بودن را بايد جشن گرفت يلدايتان مبارک.     عزیز دلم قرار بود امشب برات تولد کوچکی بگیرم .برات کیک بگیرم .همه دورهم هستند چند تا عکس ازت بگیرم که متاسفانه مریض شدی .اشکال نداره انشاءاله تو بهتر بشی بعدش برات این کار را میکنم. این عکس هم درست کردم که چند تا از روش چاپ کنم و امشب بدم به مهمونها . ...
30 آذر 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تیارا گلی می باشد